فعالیت تکمیلی در س هفت خان رستم(2)
در ادامه ی مظالب هفته ی گذشته ،اکنون خان هفتم را از ویکی پدیا می خوانیم.
خان هفتم: جنگ با دیو سفید
در خان آخر، رستم و اولاد به هفت کوه که غار محل زندگی دیو سفید در آن قرار داشت رسیدند. شب را در آن جا سپری کردند. صبح روز بعد رستم پس از بستن دست و پای اولاد، به دیوان نگهبان غار حمله ور شد و آنان را از بین برد. وی سپس وارد غار تاریک شد. در غار با دیو سپید مواجه شد که همانند کوهی به خواب رفته بود.
|
به رنگ شبه روی و چون شیر موی |
|
جهان پر ز پهنا و باﻻی اوی |
|
به غار اندرون دید رفته به خواب |
|
به کشتن نکرد ایچ رستم شتاب |
دیو سفید با سنگ آسیاب و کلاه خود و زره آهنی به جنگ رستم رفت. رستم یک پا و یک ران وی را از بدن جدا ساخت. دیو با همان حال با رستم گلاویز شد و نبردی طولانی میان آن دو درگرفت که گاه رستم و گاه دیو در آن برتری مییافتند. در پایان، رستم با خنجر خود دل دیو را پاره کرده و جگر او را در آورد.
|
زدش بر زمین همچو شیر ژیان |
چنان کز تن وی برون کرد جان | |
|
فرو برد خنجر دلش بر درید |
جگرش از تن تیره بیرون کشید | |
|
همه غار یکسر تن کشته بود |
جهان همچو دریای خون گشته بود |